طراحی و نقاشی

برای استفاده اساتید و دانشجویان ارجمند ، دبیران محترم هنر ودانش آموزان و...

زیارات

1 زیارت عاشورا 956 0:15:26
2 زیارت عاشورا، شیخ باقر مقدسی 649 0:10:27
3 زیارت وارث (زیارت مطلقه امام حسین علیه السلام) 369 0:05:53
4 زیارت امام حسین (ع) 485 0:07:46
5 زیارت حضرت رقیه (س) 236 0:03:44
6 زیارت حضرت عباس (ع) 899 0:14:31

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت 7:12 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

طراحی با ذغال و کنته

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

طراحی

 

طراحی به دانش ایجاد یک طرح یا نمایه از هرتصویرذهنی یا واقعی گفته می‌شود.

در هنرهای تجسمی ، طراحی یا به‌صورت یک اثر مستقل و یا به‌عنوان پیش‌طرحی برای اثر اصلی انجام می‌شود که در این صورت طرح مقدماتی نیز خوانده می‌شود. طراحی به دو حوزهٔ کلی تقسیم می‌شود. یکی حوزهٔ drawing است که شامل برداشت‌های شخصی یا تجربه‌های آزاد طراح از موضوعات گوناگون با بیان مستقل و به روش‌های متنوع می‌باشد و دیگری حوزهٔ design است که شامل مراحل ترکیب عناصر بصری و فضا بر پایهٔ اصول طرح است و جنبهٔ کاربردی دارد، مانند رشته‌های طراحی صنعتی،طراحی معماری و .......

نقشی که فقط با خط رسم شود و سایه‌روشن یا لکه‌های رنگی نداشته باشد طرح خطی نامیده می‌شود. مهم‌ترین موضوع در طرح‌های خطی، خطوط پیرامونی اشیاء است.


هنر مفهومی به طور عام به مجموعه آثاری اشاره دارد كه در آنها انتقال ایده یا مفهوم به مخاطب، نیازمند خلق و نمایش شیء سنتی هنری نیست. به بیان دیگر هنر مفهومی ، ارائه انتزاعی معنای ذهنی هنرمند – بصورت کاملاً صریح – بدون اهمیت دادن به شکل ذهنی و صورت خیالی اثر است.

شیوه های هنر مفهومی
چیدمان(Installation ) :بداهه گرایی با توجه به شرایط حاکم بر محیط
مینی مالیسم (Minimalism) :خلاصه گرایی در فرم با تاکید بر محتوا
هنر اجرایی (Performance) :اجرای مراسم برای بیان محتوا
هنر روایتی (Narrative Art) :روایت گری در محیط با نشان دادن تأثیر یک اتفاق
هنر فضای باز (Land Art) :بیان یک مفهوم با خلق اثر در فضای باز و طبیعت
هنر و زبان (Art And Language) :ارائه یک مفهوم با کلمات
ویدیو آرت (Video Art) :ارائه یک مفهوم با تصاویر متحرک و صدا
بادی آرت (Body Art) :به کارگیری اندام انسان در ارائه معنا
هنر بر پایه اتفاق(Happening Art): ایجاد نتایج یک اتفاق در محیط برای بیان مفهوم
هنر فرایندی (Process Art) : استفاده از هر ماده ناپایدار در هنر مفهومی با استفاده از فن عکاسی
طراحي فيگوراتيو، به آن دسته از طراحي ها گفته مي شود كه بر اساس حالتها و وضعيتهاي مختلف اندام انساني ترسيم شده و در طي آن، مطالعه و بررسي مورد نظر طراح نيز صورت مي گيرد. اين گونه طراحي ها شامل اسكيس، طراحي هاي دقيق، طراحي از فرم دست و پا و ... مي شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

بهشت زمینی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

غروب خورشید وانعکاس زیبایش

98da00339195289057049a43a.jpg

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

تصاویر سه بعدی

 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

یا ابا صالح (عج)

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 8:59 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

کاریکاتور - گدا

انواع گدا

انواع گدا

انواع گدا 
انواع گدا 

انواع گدا 
انواع گدا 
انواع گدا 
انواع گدا 
انواع گدا 
انواع گدا 
انواع گدا 

انواع گدا

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

پرسپکتیو در نقاشی

 
image
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 9:39 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

نقاشی روی پر

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

مداد رنگی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

معرفی کتاب: راهنماي درس هنر - 4/53

   وزارت آموزش وپروش                                                                                                                             

   سازمان پژوهش وبرنامه ريزي آموزشي

 

   برنامه ريزي محتوا ونظارت بر تاليف : دفتر برنامه ريزي وتاليف كتاب هاي درسي 

    نام كتاب : راهنماي درس هنر - 4/53

   مولفان : فاطمه رادپور (كاردستي ) ،فريبا شاپوريان ( نقاشي ) ، سيد عبدالمجيد

             شريف زاده (تربيت هنري ) ، هادي مرزبان (قصه ونمايش ) ، رضا مهدوي

             (تربيت شنوايي)  و مينا نواب صفوي  ( آشنايي با برنامه ي درسي  هنر

             دوره ي ابتدايي ، طراحي آموزشي وارزش يابي فعاليت هاي هنري )

   هماهنگ كننده ي محتوا وبرنامه ي درسي : مينا نواب صفوي

   ويراستاران : افسانه ي حجتي طبا طبا ئي ، افسانه حبيب زاده كلي

   آماده سازي ونظارت برچاپ وتوزيع : اداره ي كل چاپ وتوزيع كتاب هاي درسي

   صفحه آرا : مريم نصرتي

   طراح جلد: عليرضا رضائي كر

    ناشر : اداره ي چاپ وتوزيع كتاب هاي درسي

    چاپخانه : شركت افست (( سهامي عام ))

    سال انتشار ونوبت چاپ : چاپ اول 1385

   كتاب در يك نگاه

بخش اول : آشنايي با برنامه ي درسي هنر دوره ي ابتدايي

          فصل اول _ جايگاه ونقش هنر در برنامه ي درسي دوره ي ابتدايي

          فصل دوم _ آشنايي با برنامه ي درسي هنر دوره ي ابتدايي

بخش دوم : محتواي برنامه

         فصل اول _ ارتباط با طبيعت

          فصل دوم _ نقاشي

          فصل سوم _ كاردستي

          فصل چهارم _ تربيت شنوايي

          فصل پنجم _ قصه وقصه گويي

          فصل ششم _ نمايش

بخش سوم : اجراي برنامه

          فصل اول _ طراحي آموزشي واجراي آن

          فصل دوم _ ارزش يابي فعاليت هاي هنري دانش آموزان  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

راهنمای تدریس هنر دوره ابتدایی5

محتوی برنامه ی درسی هنر

1 - ارتباط با طبيعت

انسان جزئي از نظام يكپارچه‌ي طبيعت است و در طبيعت زندگي مي‌كند. او با استفاده از تمام حواس خود، جهان را مشاهده مي‌كند و رنگ، شكل، اندازه و جنس عناصر آن را مي‌شناسد و از زيبايي‌هاي آن لذت مي‌برد. براي آن كه كودكان به برقراري رابطه‌ي حسي و مشاهده‌ي دقيق طبيعت و زيبايي‌هاي آن عادت كنند:

- در يك محيط طبيعي باز مثل حياط و باغچه‌ي مدرسه، پارك، باغ يا … حضور مي‌يابند.

- عناصر موجود در طبيعت را مشاهده مي‌كنند (گياهان، جانوران، صداها، آب، باد و…).

- اشياي بي‌مصرفي را كه به‌نظرشان جالب مي‌آيد، جمع‌آوري مي‌كنند (سنگ، چوب، برگ‌هاي جداشده و…).

- درباره‌ي آن‌چه مشاهده ‌كرده‌اند، در گروه‌هاي كوچك يا بزرگ باهم تبادل‌نظر مي‌كنند.

- مشاهده و بحث در طول پنج سال دقيق‌تر مي‌شود. 

 

2 - نقاشي

 نشان دادن احساسات، تخيلات و افكار در قالب خط، سطح، حجم و رنگ «نقاشي» است. كودكان تخيلات، عواطف دروني و آرزوهاي خود را در نقاشي بيان مي‌كنند. بنابراين بايد فضايي آزاد براي ايشان فراهم شود تا استعدادها و خلاقيت‌هايشان را در نقاشي بروز دهند.

 

فعاليت‌هاي نقاشي دانش‌آموزان:


- نقاشي آزاد: براساس ميل فطري و نياز دروني خود نقاشي مي‌كشند.

- نقاشي با موضوع معين : با كمك دوستان و آموزگار خود يك موضوع را انتخاب نموده، پيرامون آن بحث مي‌كنند، سپس برداشت خود از آن موضوع را نقاشي مي‌كنند.

- نقاشي براي قصه و شعر: يك صحنه‌ي دلخواه از قصه يا شعري كه شنيده‌اند، نقاشي مي‌كنند.

- يافتن تصوير ها‌ي اتفاقي : از يك مجموعه‌ي خط‌خطي،لكه‌ي رنگ،يا . . . تصويري را پيداكرده، پررنگ و كامل نموده، سپس رنگ مي‌كنند.

- كامل كردن نقاشي نيمه‌تمام : نقاشي ناتمام دوست خود، يا علامت‌هاي قراردادي را به دل‌خواه كامل مي‌كنند.

- چاپ‌دستي : با تكرار يك نقش به وسيله‌ي مهر آغشته به رنگ، سطح بزرگي را پوشش مي‌دهند.

- طراحي نقوش هندسي : با ساده كردن نقش انسان، حيوان‌ها، گياهان و… به كمك سطوح هندسي، يك نقاشي مي‌كشند.

- طراحي نقوش انتزاعي :  با ساده كردن نقش انسان، حيوان‌ها، گياهان و… يك نقاشي مي‌كشند.

- طراحي از طبيعت : يك موضوع تك‌عنصري را با مداد طراحي مي‌كنند.

- درمورد كارهاي انجام شده، بحث و گفت‌وگو مي‌كنند. 

 

3 - كاردستي

 براي كودكان، ساختن كاردستي نوعي دست‌ورزي است. آن‌ها شيئي را در ذهن خود مجسم مي‌كنند، ابزار و موادي را گرد هم مي‌آورند و آن شيء را مطابق طرحي كه در ذهن خود دارند، مي‌سازند.

 

در فعاليت‌هاي كاردستي دانش‌آموزان:

- كار با كاغذ و مقوا: با برش‌دادن يا تا زدن يك قطعه كاغذ يا مقوا ،ويا كاستن يا افزودن چيزي به آن شكل مي‌سازند.

- استفاده از مواد موجود در طبيعت:  موادي مانند برگ‌ها، سنگ‌ها و ... به فراواني و به شكل‌هاي متنوع در طبيعت وجود دارد. با دقت در آن‌ها، شكلي يافته، با نقاشي يا افزودن كاغذ يا مواد ديگر شكل را كامل مي‌كنند .

- حجم‌سازي با گل رس: با مقداري گل رس به كمك دست‌هاي خود يك شيء گلي مي‌سازند. روي شيء را با ايجاد نقش يا افزودن نقش يا رنگ زدن يا نقاشي كردن، تزيين‌مي‌كنند.

- استفاده از دور ريختني‌ها : با استفاده از انواع اشياي دورريختني مانند كاغذ، مقوا، قوطي، تكه‌هاي چوب، مفتول فلزي و… اشياي كاربردي يا تزييني مي‌سازند.

- درمورد كارهاي انجام شده بحث و گفت‌وگو مي‌كنند.

 

4 - تربيت شنوايي

 صدا يكي از عناصر موجود در طبيعت است. از صداي قلب انسان تا صداي آبشار، پرندگان، باد يا سروصداي وسايل نقليه، همه صداست. ازطريق شنيدن صداها، اطلاعات بسياري از محيط خود به‌دست مي‌آوريم؛ بنابراين، بايد دقت در شنوايي به كودكان آموخته شود.

 

دانش‌آموزان براي تربيت شنوايي:

- به دقت در صداهاي محيط اطراف خود عادت مي‌كنند.

- اصوات مطبوع را مي‌شناسند.

- با منابع صوتي آشنا مي‌شوند.

- به تقليد و توليد صداهاي مطبوع مي‌پردازند.

- با سرودهاي ملي و محلي خود آشنا مي‌شوند و به‌طور فردي و گروهي آن‌ها را مي‌خوانند.

- شعرهاي كتاب فارسي خود را به طور فردي و گروهي مي‌خوانند.

- با كاربردهاي تربيت شنوايي آشنا مي‌شوند.

 

5 - قصه و قصه‌گويي

قصه بيان واقعه‌اي است كه اتفاق افتاده يا تجسم شده است. معمولاً كودكان از قهرمان قصه تقليد مي‌كنند و رفتارهاي او را انجام مي‌دهند. شايد قصه بهترين وسيله براي آشنايي بچه‌ها با قهرمانان ديني، ملي، بومي و اساطيري است. در قصه، كودكان آداب و رسوم، سنت‌ها، فضايل اخلاقي، مردمداري و آداب معاشرت را ياد مي‌گيرند.


فعاليت‌هاي قصه براي دانش‌آموزان:

 (در قصه‌گويي حالات عاطفي صدا، چهره و اندام حفظ مي‌شود.)

- معلم قصه‌اي را براي آن‌ها مي‌گويد.

- قصه‌اي را براي دوستان خود تعريف مي‌كنند.

- براي دوستان خود خاطره‌اي را تعريف مي‌كنند.

- از روي تصويرهاي يك كتاب يا يك مجموعه‌ي تصويري مناسب، قصه‌ي آن را مي‌گويند.

- قصه‌ي ناتمامي را كه از دوست خود مي‌شنوند، به ميل خود كامل مي‌كنند

- خاطره، قصه يا شعر كوتاهي مي نويسند.

- درباره‌ي عناصر قصه و وقايع قصه گفت‌وگو مي‌كنند.

- درباره‌ي عناصر قصه و وقايع قصه مي‌نويسند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

راهنمای تدریس هنر دوره ابتدایی 4

اهداف برنامه‌ي درسي هنر

اهداف برنامه ي درسي هنر در سه حوزه‌‌ي دانش، مهارت و نگرش به شرح زير است:

 

اهداف حوزه‌ي دانش

آشنايي با طبيعت به عنوان منبع الهام آفرينش‌هاي هنري

آشنايي با رشته‌هاي هنري

آشنايي مقدماتي با ابزار و مواد هريك از رشته‌هاي هنري

آشنايي با ميراث فرهنگي و هنري

 

اهداف حوزه‌ي مهارت

توسعه‌ي مهارت‌هاي حسي

توسعه‌ي مهارت‌هاي گفتاري

توسعه‌ي مهارت‌هاي حركتي براي كاربرد مواد، ابزار و فنون ساده‌ي هنري

توسعه‌ي قابليت‌هاي تفکر

توانايي بيان افكار و احساسات در قالب‌هاي هنري

توسعه‌ي مهارت‌هاي اجتماعي

 

اهداف حوزه‌ي نگرش

توجه به زيبايي‌ها و پرورش حس زيباشناسي

تمايل به ابراز افكار و احساسات

توجه به توانايي‌هاي خود و كسب اعتماد به نفس

علاقه به كاوشگري و كسب تجربه در رشته‌هاي مختلف هنري

توجه به حفظ آثار هنري و ميراث فرهنگي

تمايل به برقراري ارتباط و مشاركت در فعاليت‌هاي گروه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:38 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

راهنمای تدریس هنر دوره ابتدایی 3

اصول برنامه ي درسي هنر

1- برخورداري درس هنر از يك جايگاه مستقل و تعريف شده

 درس هنر در رديف هفتم جدول درسي دوره‌ي ابتدايي قرار گرفته است. به اين اعتبار در پايه‌هاي اول و دوم هفته‌اي دو ساعت و در پايه‌هاي سوم، چهارم و پنجم يك هفته دو ساعت و يك هفته يك ساعت به درس هنر اختصاص دارد. در اين ساعت برنامه‌ي درسي هنر در كلاس‌ها اجرا مي‌شود.


2- جامعيت محتوايي

 درس هنر از تعدد و تنوع رشته‌هاي هنري برخوردار است. اين رشته‌ها علاوه بر مباني مشتركي مانند زيبايي، هر يك مباني، زبان و كاركردهاي ويژه‌ي خود را دارند، انتخاب و سازمان‌دهي فعاليت‌هاي هنري به گونه‌اي است كه زمينه‌ي مساعد براي تجربه‌هاي مستقيم و دست‌اول را با درنظر گرفتن تفاوت‌هاي فردي و محيطي دانش‌آموزان فراهم مي‌آورد.


3- انعطاف‌ پذ يري

چارچوب محتواي برنامه‌ي درسي هنر كاملاً تبيين شده‌است اما همواره قدمت تمدن كهن ايران، ويژگي‌هاي ارزشي اسلامي، وسعت‌جغرافيايي، تنوع قومي و فرهنگي و به تبع آن تنوع و تعدد هنرهاي بومي در مناطق مختلف ايران، تفاوت‌هاي فردي دانش‌آموزان، تفاوت‌هاي شرايط دبستان‌ها و كلاس‌هاي درس و تفاوت‌هاي معلمان مدنظر است. معلمان باتوجه به تناسب امكانات اجرايي در كلاس‌هاي درس مي‌توانند برنامه را با انعطاف‌هاي لازم اجرا كنند.


4- كودك‌محوري

دانش‌آموز آزاد، فعال و جست‌وجو‌گر است. از همه‌ي توانايي‌ها و استعدادهاي خود و امكانات و شرايط محيط بهره مي‌گيرد. مي‌انديشد، تجربه مي‌كند و كشف مي‌كند. معلم بر كار او نظارت ‌نموده، در موارد ضروري او را راهنمايي مي‌كند.


5- پرورش خلاقيت

 درس هنر بيش‌ترين زمينه را براي پرورش خلاقيت كودكان دارد و خصلت‌هايي از قبيل انعطاف‌پذيري، تمايل به بسط و گسترش تجربه‌ها، سازگاري، خيال‌پردازي و پشتكار را در دانش‌آموزان پرورش مي‌دهد و فضايي ايجاد مي‌كند كه آن‌ها پويا باشند و آزادانه به خلق آثار هنري بپردازند.


6- تلفيق رشته‌هاي هنري

 دريافت‌هاي حسي انسان مجموعه‌اي است. او به‌طور هم‌زمان همه چيز را مي‌بيند، صداهاي اطراف را مي‌شنود و… هماهنگي و زيبايي آن را درك مي‌كند. علاوه بر آن، به سختي مي‌توان مرز روشني بين رشته‌هاي هنري قائل شد؛ بنابراين، بهتر است فعاليت‌هاي هنري در كنار هم انجام شوند.


7- مشاركت

 آموزگار باتوجه به استعداد، علاقه و نياز دانش‌آموزان آن‌ها را در برنامه‌ريزي ساعت درس هنر مشاركت مي‌دهد. به اين ترتيب چون دانش‌آموزان برنامه را از آن خود مي‌دانند، در اجراي آن مسئولانه كوشش مي‌كنند. هم‌چنين دانش‌آموزان در فعاليت‌هاي گروهي مثل نقاشي، سرود،قصه و نمايش، بحث‌ها و تبادل‌نظرها هم‌ياري و مشاركت خواهند داشت.


8- پويايي و استمرار

 اين برنامه پس از طي مراحل تصويب و اجراي آزمايشي، در سراسر كشور اجرا خواهد شد اما در ضمن اجرا، نظارت بر اجراي صحيح، آموزش معلمان، بازنگري و روزآمد‌شدن برنامه متناسب با زمان اجراي آن از ضرورت‌هاي اجتناب‌ناپذير است. هم‌چنين به تناسب شرايط، توليد و اشاعه‌ي بسته‌هاي آموزشي و رسانه‌هاي مناسب در اجراي موفق و تداوم آن موثر خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

راهنمای تدریس هنر دوره ابتدایی 2

رويكرد برنامه ي درسي هنر

رويكرد: ديدگاه كلي است كه جهت‌گيري فلسفي و اجرايي برنامه را نشان مي‌دهد.

رويكرد درس هنر  «تربيت هنري›› است.انجام فعاليت‌هاي هنري درفضايي كه كودكان ، آزادانه تخيل و انديشه كنند :

          حواس آن ها تقويت شود ،

          ظرفيت هاي نهفته‌ي هوش و تفكر آن‌ ها پرورش يابد ،

          عواطف و  احساس آن‌ ها توسعه يابد

          استعدادها وخلاقيت‌هاشان شكوفا شود، به تربيت‌هنري منجر مي‌شود.

 

 تربيت هنري را مي توان به پنج موضوع كلي تفكيك نمود كه عبارتنداز:

       1- زيبا‌شناسي: خداوند عالم را به بهترين وجه و انسان را به زيباترين صورت آفريده است. انسان نيز به دنبال زيبايي است. او زيبايي‌هاي محسوس را با حواس خود و زيبايي‌ هاي معنوي را با ذهن خود درك مي‌كند. تربيت هنري شرايط گرايش كودكان به زيبايي‌ها و دوري از زشتي‌ها را فراهم مي‌آورد.

 

     2- ارتباط با طبيعت: در طبيعت نظم، انسجام، تقارن، توازن، هماهنگي، حساب و دقتي وجود دارد كه نشان‌دهنده‌ي زيبايي و كمال  در نظام هستي و خالق آن است. در تربيت هنري شرايط ارتباط متقابل با طبيعت،شناخت طبيعت و ويژگي‌هاي آن براي كودكان فراهم مي‌شود، به‌گونه‌اي كه خود را جزئي از آن دانسته، درحفظ آن بكوشند، به آن بينديشند و از زيبايي‌هاي آن الهام بگيرند.

 

     3- آشنايي با تاريخ هنر: تاريخ مطالعه‌ي گذشته براي كسب تجربه و ساختن حال و آينده ‌ا ي بهتر است . در تربيت هنري كودكان  آ ثارهنري، تاريخي، هنرمندان و فرهيختگان، آداب و رسوم و سنت‌هاي پسنديده‌ي كشور خود را درقالب آشنايي با ميراث فرهنگي و هنري ايران، مي‌شناسند.

 

4- توليد محصول هنري : كودكان تخيلات (دنياي خيال) خود را با استفاده از ابزار ومواد گوناگون به صورت محصول هنري ارائه مي‌دهند.آن‌هاضمن ايجاد اثرهنري راه مناسب‌ توليدي بهتررا مي‌يابند و نه تنها محصولي تازه عرضه مي‌كنند،بلكه به بيان هنري دست مي‌يابند.بدين‌ترتيب ارتباط تازه‌اي رابين ابزار،مواد، اشياء،تفكرات، احساسات و تخيلات خودبرقرارمي‌سازند و نگاهي متفاوت به پديده‌ها و اشياي پيرامون خود پيدا مي‌كنند. تربيت هنري فرصت مناسب براي طي اين فرايند را در اختيار كودكان قرار مي‌دهد.

 

5 - نقد هنري: درپايان هر فعاليت هنري لازم است كودكان را تشويق نمود كه درباره‌ي فعاليت يا اثر هنري خود توضيح دهند و آن راتوصيف نمايند. شيوه‌ي انتخاب موضوع، انتخاب ابزار و مواد و فرايند توليد محصول هنري خود را براي ديگران بگويند. سايرين نيز نظر خودرادر مورد نكته‌ها‌ي مثبت محصول توليد شده بيان كنند. بدين‌گونه تربيت هنري زمينه‌ي مناسبي براي وارد شدن به حوزه‌ي نقد هنري را فراهم مي‌آورد..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

راهنمای تدریس هنر دوره ابتدایی 1

معرفي وضرورت

 

 

رديف

عنوان درس‌ها

ساعات در هفته

 

كلاس

اول

كلاس

 دوم

كلاس سوم

كلاس چهارم

كلاس

 پنجم

 

1

قرآن

1

2

2

2

2

 

     2  

تعليمات ديني

-

2

2

2

2

 

     3 

زبان‌آموزي

11

8

8

7

7

 

     4 

مطالعات‌اجتماعي

-

-

2

5/2

5/2

 

     5

رياضيات

5

5

4

4

4

 

 6

علوم‌تجربي و بهداشت

3

3

5/2

3

3

 

 7

هنر

2

2

5/1

5/1

5/1

 

     8

تربيت‌بدني

2

2

2

2

2

جمع

24 ساعت


          حدود شش درصد از ساعات درسي هفتگي به «هنر» اختصاص دارد.

         بررسي‌ها نشان مي‌دهد از سال 1316 تاكنون درس هنر در برنامه‌ي دوره‌ي ابتدايي وجود داشته و در دوره‌هاي مختلف شامل نقاشي، رسم، كاردستي، سرود و خوشنويسي بوده است. تا سال 1373 كتاب هنر براي كلاس‌هاي چهارم و پنجم وجود داشته و پس از آن كتابي چاپ نشده است.

         پژوهش‌هاي انجام شده حاكي از اين است كه:

               1- فعاليت‌هاي هنري آميزه‌اي از احساس و تفكر است.

               2-  فعاليت‌هاي هنري، حواس را تقويت مي‌كند.

               3-  فعاليت‌هاي هنري باعث توسعه‌ي مهارت‌هاي تفكر[1] مي‌شود.

               4-   فعاليت‌هاي هنري زمينه‌ي بروز خلاقيت‌هاست.

               5-  فعاليت‌هاي هنري حس زيباشناختي را توسعه مي‌دهد.

               6- فعاليت‌هاي هنري باعث تلطيف روحيه و آرامش رواني مي‌شود.

                7- فعاليت‌هاي هنري به افزايش هوش[2] كمك مي‌كند.

                8- فعاليت‌هاي هنري به تقويت حافظه كمك مي‌كند.

               9- فعاليت‌هاي هنري باعث ايجاد نظم و انضباط در فرد مي‌شود.

             10- فعاليت‌هاي هنري به رشد متعادل شخصيت (شناختي، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي) كم مي‌كند.

      پس به يقين هنر ظرفيت‌هاي بالقوه‌اي دارد كه در تعليم و تربيت كودكان بسيار مؤثر است. توجه به درس هنر مي‌تواند بسياري از مسائل آموزش و پرورش دوره‌ي ابتدايي را حل كند و شهروندي سالم

تربيت كند كه مهارت خوب زندگي كردن را دارا باشد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - در فعاليت‌هاي هنري، حتي زماني كه يك موضوع مطرح مي‌شود، تعداد زيادي آثار هنري كه هيچ‌كدام مثل هم نيستند، توليد مي ‌شود. اين آثار همه، پاسخ‌هاي صحيح به يك سؤال هستند.

[2] - نظريه‌ي هوش چندگانه‌ي گاردنر؛ هوش را قابليت حل مسئله يا توليد و خلق يك محصول يا ساخت چيزي كه دست كم در يك فرهنگ ارزشمند شناخته مي‌شود، تعريف مي‌كند و براي آن انواعي قايل است كه مركز هركدام در قشر خاكستري مغز شناخته شده است. انواع هوش كه تا كنون شناخته‌شده‌اند، عبارتنداز:

كلامي(زباني)، رياضي- منطقي، فضايي- مكاني، حركتي- جسماني، موسيقايي، درون‌فردي، ميان‌فردي(اجتماعي)، طبيعت‌گرا، وجودگرا.

نظريه‌ي هوش پركينز؛ براي سه نوع هوش تميز قايل مي‌شود: هوش عصبي كه جنبه‌ي زيستي و وراثتي دارد، هوش تجربي كه تاحدودي جنبه‌ي اكتسابي دارد، هوش فكورانه كه قابليت اكتساب بيش‌تري دارد و در برخورد با مسائل، يافتن راه‌حل و اجراي بهترين راه‌حل به انسان كمك مي‌كند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

آزمون تستی هنر

۱ـ باتوجه به گزينه هاي زير كدام يك از اهداف تدريس هنر مي باشد ؟

   الف ) شناخت وپرورش استعداد هاي هنري دا نش آموزان وفراهم ساختن زمينه مناسب براي رشد وشكوفايي اين استعدادها

    ب) آشنايي تدريجي دانش آموزان با ميراث غني وبا ارزش فرهنگي ايران اسلامي

    ج ) ايجاد زمينه هاي مناسب براي استفاده از اوقات فراغت وداشتن سرگرمي هاي سالم

    د ) تمام موارد ا لف و ب و ج صحيح مي باشد .

۲ـ با توجه به" هنر اسلامي و تأثير آن در هنر سرزمين هاي ديگر " گفته زير از كيست ؟

 " رنگ آميزي فرش هاي مشرق زمين در بالا بردن وترقي رنگ آميزي آثار نقاشان قرن پانزدهم ايتاليا وقرن هفدهم هلند تأثير بسيار شاياني داشته است ."

     الف ) پروفسور ويلهلم فون بُده

      ب ) پروفسور فرد ريك زاره

      ج ) رامبرا ند نقاش مشهور                                                      

      د ) داهل رئيس كتابخانه دانشگاه كپنهاك

 ۳ ـ  باتوجه به گزينه هاي زير كدام يك از اهداف تدريس هنر مي باشد ؟

       ا لف ) آشنايي با اصول و فنون زيبا شناسي

       ب ) تربيت دقت در دا نش آموزان

       ج ) ايجاد زمينه براي رسيدن به نوآوري ، ا بداع و خودكفايي

       د ) تمام موارد ا لف و ب و ج صحيح مي باشد .

۴ ـ  كودكان در چه سني ميل بي حد ي به نقاشي دارند ؟

        الف ) 5 و6 سالگي

        ب ) 6 و7 سالگي

        ج ) 7 و8 سالگي

        د ) 4 و 5 سالگي

۵ـ كدام يك از مدادهاي زير به ترتيب نرم ومتوسط مي باشند ؟

        الف ) HB – H

        ب ) BH –B

        ج ) HB – B

        د ) H2 –BH

   ۶ ‌ـ از تركيب دو رنگ قرمز و آبي چه رنگي بدست مي آيد ؟

       الف ) قهوه اي

        ب ) نارنجي

        ج) سورمه اي

        د ) بنفش

۷ ـ ايجاد مهارت در گرفتن قلم و آموزش شناخت رنگ ها ، تربيت دقت و تصور از اهداف كدام نقاشي است ؟

          الف ) نقاشي ساده

          ب ) نقاشي روي بوم

          ج ) نقاشي خط خطي

          د ) نقاشي تقويت نقوش

۸ ـ مطالعه تجربي رنگ ها ، آموزش اجسام و شناخت بُعد و آشنايي با مباني هنرهاي سنتي از اهداف كدام نقاشي مي باشد ؟ 

          الف ) خط خطي

          ب ) شطرنجي

          ج ) تقويت نقوش

          د ) انگشتي

۹ ـ كلاژ ( Collage  ) يعني چه ؟

          الف ) وصالي و چسباندن

           ب ) طراحي و چاپ انگ

           ج ) قطاعي و وصالي

           د ) قطاعي و جدا كردن    

۱۰ اگر هدف ما" ا يجاد رغبت واحساس شادما ني براي آموزش مشترك رياضي وهنر" باشد.

 كدام موضوع را پيشنهاد مي كنيد ؟

        الف ) نقاشي هاي شطرنجي                                

        ب ) شكل سازي هاي ساده 

        ج ) نقاشي با حروف الفبا

        د ) شكل سازي با اعدا د

 

 ۱۱ ـ اگر معلم بخواهد در ساعت نقاشي" به برطرف كردن مشكلات داستان نويسي" بپردازد.

 كدام موضوع را انتخاب مي كنيد؟

        الف ) نقاشي با حروف الفباي فارسي

        ب ) نقاشي خط

        ج ) ديكته نقاشي

        د ) جملات نيمه مصور

۱۲ ـ تركيب و آرايش عناصر يك تابلو را به صورت يك مجموعه بصري خوشايند ومؤثر اصطلاحأ ..............................

مي گويند.

        الف ) نقوش تزئيني              

        ب ) تركيب بندي 

        ج ) قرينه سازي

        د ) ا فشانگري

۱۳ ـ كدام دسته از وسايل زير از ابزارهاي اصلي واوليه براي خوش نويسي است ؟

        الف ) قلم ني ـ قلمتراش ـ كاغذ ‌ـ زير مشقي

        ب) قلم ني ـ قلمتراش ـ قطع زن ـ زير مشقي

        ج ) قلم ني ـ دوات با ليقه ومركب ـ كاغذ وزير مشقي

        د ) قلم ني ـ مركب ـ قلمتراش ـ قطع زن

۱۴ ـ عبارت زير از خصوصيات كدام نوع قلم ني است ؟

       " جداره ي اين نوع قلم ني راپوسته اي سخت واستخواني پوشانده است كه موجب استحكام ودوام طولاني نوك تراش خورده آن مي شود . پوسته ي قلم ني كه رسيده وپخته مي شوند به رنگ سرخ وگاه قهوه اي سوخته است ."

       الف ) قلم ني خيزران

       ب ) قلم ني دزفولي

       ج ) قلم ني شمالي

       د ) قلم ني مارلو

۱۵ ـ كدام يك از كاغذ هاي زير براي خوشنويسي مناسب نيست ؟

       الف ) كاغذ هاي برقي يا گلاسه

        ب ) كاغذ هاي تحريري

        ج ) كاغذهاي گلاسه مات يا نيم گلاسه

         د ) كاغذهاي كاهي وزبر

۱۶ـ كدام يك از گزينه هاي زير به عنوان " عروس خطوط اسلامي " در كشورهاي اسلامي لقب گرفته است ؟

       الف ) شكسته نستعليق

       ب ) ثلث

       ج ) نسخ

        د ) نستعليق

۱۷ ـ كدام خط از قديم واز زمان پيدايش آن براي كتابت قرآن كريم به كار رفته است و هنوزهم بهترين نوع خط براي قرآن نويسي به شمار مي رود ؟

       الف ) كوفي        

        ب) ثلث    

        ج) نسخ 

        د) ريحان

۱۸ـ ابداع نسخ وثلث در قرن سوم هجري قمري به هنرمند ايراني به نام ............................ نسبت داده اند .

         الف ) ابن بواب

          ب ) ابوعلي بن مقله بيضاوي شيرازي

          ج ) ياقوت مستعصمي

          د ) ميرزا احمد نيريزي

۱۹ ـ با توجه به بحث قواعد كلي در خط مطلب زير مربوط به كدام گزينه است ؟  

  " يكسان نويسي در مفردات همجنس ، يكسان نويسي در مركبات مشابه ، اعتدال وتناسب اندام مفردات ومركبات ،اندازه گيري با موازين معين "

        الف ) اصول                      

       ب) نسبت                    

       ج ) تركيب                      

       د) كرسي

۲۰  ـ در تراش قلم وقتي صحبت از " فتح " مي شود يعني.........................................   

         الف ) تراش پهلوهاي قلم                      

        ب) شكاف دادن دم قلم

         ج ) برداشتن روي قلم                          

         د ) زدن سر قلم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

حریر برف

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 5:21 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

هنر بين النهرين

هنر بين النهرين

هنر سومر :
     با حضور سومريان و آغاز تاريخ مکتوب ، جادوي کهن جاي خود را به مذهب خدايان داد . خدايان توفان ، آسمان ، آب ،ماه ، خورشيد ، عشق و باروري . از نمونه هاي بدست آمده از آثار سومريان معلوم مي شود که هنرمندان سومري براي ساختن تصاوير و پيکرهاي انساني قواعدي ابداع کرده بودند . چشم هاي بزرگ پيکره هاي هل اسمرو دارک از جمله خصوصيات هنر پيکره سازي سومري است . در پيکره هاي کوچک روي يک جعبه تدابير تصويري ديگري مي بينيم . پيکره ها به نحوي قرار گرفته اند که همانند يک نوار فيلم توالي صحنه ها را نشان مي دهند . اين صحنه ها عبارتند از صحنه هاي پيروزي نظامي و مناظر بعد از آن ، اکثر پيکره ها نيم رخ هستند . اما چشمها همچنان که در هنر خاور نزديک معمول است تمام رخ و بسيار بزرگند . هنرمند همه حالتها و زاويه ديدهايي را که ممکن است به پنهان شدن يا مبهم شدن بخش هاي مشخصه پيکرها بيانجامد از کار خود دور مي کنند .مثلاً وقتي پيکري در وضعيت نيم رخ کامل قرار مي گيرد معمولاً بايد يک دست و يک پا از نظر پنهان شود . بدن نصف پهناي واقعيش را داشته باشد و چشم بطور کامل ديده نشود . اما هنرمند سومري همه اين قواعد را زير پا مي گذارد . او از بعد نمايي و ديد خاصي استفاده مي کند که نمونه آن را در گاوهاي غار لاسکو ديده ايم .
 

Click for Full Size View   

هنر آکد :
     تنديس برنزي پادشاهي که از نينوا بدست آمده است . تجسمي است از مفهوم جديد حاکميت مطلق .
     مشخصات تنديس : چشمهاي بزرگ که به واسطه فقدان سنگهاي گرانبهايي که زماني در داخل حفره آنها قرارداشته اند بزرگتر هم شده است و ابروهاي بهم پيوسته آن ظاهراً از سنتي ديرينه سرمايه گرفته است . دهان حساس اين تنديس نيز يادآور واژه ( زن آکدي ) است .
     وحدت شکلهاي طبيعي و غيرطبيعي که وجه مشترک هنرهاي بين النهرين است با وضوح بيشتري ديده مي شود . لوحه سنگي نارامسين که معروف به لوحه پيروزي نارامسين است که ديگر از مشخصات هنر آکدي است .فرزند جنگ طلب سارگن سپاهيان پيروزمند خود را به بالاي يک کوه جنگلي رهبري مي کند . پادشاه که از همه سربازان بلند قامت تر است پا بر پيکر دو تن از دشمنان نهاده و حالت مشخص دارد . او سرپوشي شاخدار بر سر گذاشته است که کنايه از الويت اوست .
درمقايسه پيکره هاي اين لوح سنگي ، پيکره هاي سومري خشک و رسمي به نظر مي رسد . هنرمند آکدي در اين اثر گرچه از لحاظ تجسم پيکره ها به سنت هاي کهن پايبند است مع الهذا بر احساس و بينش شخصي تکيه مي کند . 
 

             

هنربابل :
    
يکي ازجلوه هاي هنر بابل لوحه سياه رنگي است که متن قوانين حمورابي به طور زيبا برآن کنده شده است . شامل نقش برجسته اي از حمورابي است . در اينجا حمورابي از خداي خورشيد براي ارائه قوانين مذکور الهام مي گيرد .
خداي خورشيد در وضعيت سنتي تجسم پيکره ها ( نيم رخ و تمام رخ ) نمايانگر شده است . در حالي که حمورابي به وضعيت نيم رخ نزديکتر است و اين دوگانگي ساختاري براي نشان دادن مقام هر يک از اين دو شخصيت است . خداي خورشيد که مقامي بالاتر دارد و با حالتي تشريفاتي و رسمي ارائه شده است . 
                            

هنر آشور :
     اساساً هنر کنده کاري روي سنگ و نقش برجسته است و برخلاف ساير تمدنهاي بين النهرين از آشوريان تنديسهاي استوانه اي و گرد به ندرت باقي مانده است . حتي چهارپايان بالدار هم تنديسهاي نقش برجسته اي به حساب مي آيند که در بستر سنگي خود گرفتار مانده و بصورت نقش برجسته در سه سطح هستند .
    روايت جشنها به صورت تصوير به سطوح صاف و يکدستي احتياج داشت که بر روي آن لشکرکشي ها ، محاصره ها ، فتوحات ، کشتارها و شکار حيوانات وحشي که تمامي اوقات پادشاهان را اشغال مي کرد تقريباً بدون پايان و انجام تکرار مي شود . هنرمندان که در محدوده يک سطح چهار گوش کار مي کردند ، زباني يک تصويري ابداع کرده بودند که در عين خشکي و قراردادي بودنش قدرت توصيفي و روايي فراوان داشت . پيوستگي و ادامه داستانهاي نقش برجسته آشور ي تنها در کنار کتيبه هاي سنگي قطع مي شود . يکي از نمونه هاي بارز حالت تشريفاتي و رسمي در هنر آشوري را در نقش برجسته اي از آشور نصيريان دوم مي توانيم ببينيم که در آن پادشاه در گوشه اي نشسته و به آرامي جام خود را بالا برده است .
 

          

   منبع :farafilm  

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:16 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

تاريخ و تمدن يونان باستان

 

تاريخ و تمدن يونان باستان

Click for Full Size View

 
 تمدن يونان باستان كه در برجسته ترين جنبه هايش چيزي جز نبوغ اهل آتن نيست؛ بي ترديد از با اهميت ترين و تاثيرگذارترين تمدن هاي بشري است. نه تنها فلسفه، سياست، تاريخ، جغرافيا و ... در مكتب يوناني به بالندگي رسيدند بلكه بسياري از مفاهيمي چون شهروند، دموكراسي، اريستوكراسي، آكادمي، مدينه فاضله و ... كه امروز مورد استفاده فراوان قرار مي گيرند در مباني تئوريك خود، ريشه در تمدن يونان دارند يونانيان در مدتي نزديك به چند قرن به چنان پيشرفتي در جنبه هاي گوناگون حيات اجتماعي و سياسي رسيدند كه دستاوردهاي آن اهميت فراواني براي آيندگان آنان يافت.
  گرچه تمدن يونان باستان توسط تاريخ نگاران اروپايي، چنان شيفته وار نگاشته شد كه هرگز قدر و اهميت، تاثير مشرق زمين براين تمدن را به درستي به رشته تحرير در نياوردند؛ اما هرگز نمي توان از نظر دور داشت كه انديشمندان بزرگي چون تالس، آناكسيمندروس، فيثاغورس، بقراط، افلاطون و ارسطو، هداياي ملت يونان به بشريت هستند. كه اكثراشان سفرهاي آموزشي به مشرق زمين داشتند. 
        

 نام يونان
      
   نام يونان در نزد يونانيان باستان هلاس( Hellas )بوده است و به يك مرد يوناني (Hellene )و به يك زن يوناني (Hellenin )مي گفته اند. واژه هلني (Hellenisch )كه به مفهوم منتسب به هلاس است، در واقع به معناي <يوناني> مي باشد... هلن ها در واقع يكي از اقوام پنج گانه يونان باستانند كه در كنار چهارقوم ديگر يعني ايوني ها، اسپارتي ها، آتني ها و مقدوني ها تاريخ تمدن و فرهنگ يونان باستان را رقم زده اند... در زبان فارسي <يونان> از واژه يونيه يا Ionien كه همان قوم ايوني كه در بالا مذكور افتاد، گرفته شده است. و به اين ترتيب <يونانيان> همان <يونيان> يا متعلقان به قوم <ايوني> مي باشند.( >خداديان، اردشير <تاريخ يونان باستان> سخن، 1385،صص 15516) 
   

 

  
    سرزمين و طبيعت
        
اگر نظريه طرفداران جغرافيا عامل شكل دهنده تمدن ها را در تمام موارد صائب به شمار نياوريم، در مورد يونان مي بايست اين نظريه را صادق بدانيم. ويژگي هاي جغرافيايي سرزميني كه يونانيان در آن ماوا گزيدند در شكل گيري، توسعه و نشر اين تمدن به خارج از يونان بسيار موثر بود.       
<يونان باستان سرزميني را در برمي گرفت كه از لحاظ وسعت محدود (جمعا 466500 كيلومتر مربع) و از نقطه نظر جغرافيايي بسيار متنوع بود. اين سرزمين شامل سه قسمت بود: 1- جنوب شبه جزيره بالكان؛ 2- جزاير درياي اژه و درياي ايوني؛ 3- كرانه هاي غربي آسياي صغير.> دياكوف، و، <تاريخ جهان باستان>، ترجمه صادق انصاري و همكاران، نشر انديشه، 1353، جلد دوم = يونان، ص 19) 
كوه هاي فراوان با امتداد شمالي جنوبي و ارتفاعي عمدتا بيش از دوهزارمتر يونان را به قسمت هاي مجزا از هم تقسيم كرده است. اين ويژگي طبيعي شرايط مساعدي را براي تشكيل دولت - شهرها كه در تمدن و فرهنگ يوناني سهم بسياري داشتند، مهيا كرده بود. از سوي ديگر هرچند كوه ها مناطق و دولت ها را از يكديگر جدا مي ساخت، دريا، كه تقريبا سراسر كرانه هاي يونان را از هر سو در برگرفته است، ارتباط خارجي يونانيان را سهل و آسان مي نمود و اين دومين تاثير انكارناپذير جغرافياي اين سرزمين در تكوين تمدنش بود. 
آب و هواي معتدل و گرم مناطق ساحلي يونان وجود ايوان هاي ستون دار به منظور ايجاد سايه را الزامي مي كرد و اين چنين بود كه معابد يوناني با آن ستون هاي زيبا و باشكوه، يكي از زيباترين جلوه هاي هنر معماري را به بشريت ارزاني داشت. 
در يونان، مناطقي كه براي كشاورزي مساعد باشد اندك بود. گرماي شديد تابستان و خشكي رودخانه ها نيز از جمله موانع كشت و زرع در اين سرزمين به شمار مي رفت. از همين رو بود كه با افزايش جمعيت، مهاجرت امري اجتناب ناپذير شد و بدين ترتيب كوچ نشين هاي يوناني در اقصي نقاط كرانه هاي درياي مديترانه متولد شدند و در نشو و نماي فرهنگ يوناني در ساير نقاط اروپا موثر واقع گرديدند. 
 

     
    پيشينه تاريخي يونان 
        
نخستين كساني كه در دوره تاريخي در اين ناحيه مي زيسته و شناخته شده اند، <پلاژ> نام داشته اند كه از نژاد مديترانه اي بوده و ظاهرا از آسيا به اين حدود آمده اند. 
       
 ... در حدود دوهزار سال پيش از ميلاد نخستين اقوام يوناني در <تسالي> ظاهر شدند؛ يوناني ها يا هلن ها از شمال به اين حدود آمدند... همه آنها به زبان هند و اروپايي تكلم مي كردند و بيابانگرد و شكارچي و پرورش دهنده چهارپايان بودند... و از لحاظ مذهبي مانند ايراني ها و ساير اقوام آريايي به مظاهر طبيعت احترام فراوان مي گذاشتند... (دولاندلن، ش، <تاريخ جهاني> ، ترجمه احمد بهمنش، دانشگاه تهران، 1367، جلد اول، ص 74) معروف ترين قبايل آريايي نژاد يوناني <آكئي> ها بودند كه هزار و ششصدسال پيش از ميلاد وارد <پلوپونز> شده، پلاژهاي بومي را به اطاعت خويش وا داشتند. بدون ترديد آكئي ها تحت نفوذ مردم <كرت> قرار داشتند و از اين رو نخستين قبايل سكني گزيده در يونان متاثر از فرهنگ ميان رودان و سنت هاي تمدن هاي كهن تر شرقي بودند. هنگامي كه در سده سيزدهم پيش از ميلاد آكئي ها به اوج قدرت خود رسيدند و تمدني موسوم به <مي سيني> را بنيان نهادند سرچشمه فرهنگ خود را مديون همان تمدن كرتي بودند كه خود از تمدن هاي شرقي الهام گرفته بود. در اينجا بود كه اصل تمدن يوناني در اصل از كرت آمد. كرت جزيره اي است در جنوب يونان كه به يك نسبت براي مصر، يونان و بخش شمال غربي هلال حاصلخيز در دسترس بود. قومي كه منشا آن ناشناخته است از حدود سه هزار و چهارصد سال پيش از ميلاد در عصر نوسنگي در كرت مي زيست. اين قوم از مصر و از دره فرات انديشه هايي را اقتباس كرده و فرهنگي از آن خويش آفريده بود. يونان هيچگاه نبايد دين خود را در تمدني كه بر شالوده بنيادهاي مشرق زمين بنا كرد فراموش كند. 
  

     
    شكوفايي
       
هنگامي كه <هومر> حوالي 800 پ.م <ايلياد> و <اوديسه> را به عنوان يكي از نخستين آثار حماسي - ادبي بشر را با الهام از ويراني شهر <تروا( - >حدود 1200 پ.م) مي سراييد، احتمالا نمي دانست كه آغازگر شكوفايي يكي از جالب ترين تمدن هاي تاريخ خواهد شد. آغازي كه شاعران مهم ديگري چون <هيود> كه در يونان مركزي و در دامنه هاي <هليكان> مي زيست، آن را تداوم بخشيدند و روحيه يوناني را براي انديشيدن مهيا ساختند. 
 در فاصله سده هاي 700 - 500 پ.م رشد جمعيت در يونان افزايش چشمگيري يافت. روستاهاي قبيله نشين كوچك به سرعت گسترش يافتند و شهرها تولد يافتند، در ادامه اين روند با رشد بازرگاني <دولت - شهرها> پا به عرصه وجود گذاشتند. 
 اصطلاح دولت - شهر يا <پوليس> يوناني بر يك واحد سياسي دلالت مي كند كه محل زندگي شهروندان يوناني بود. اين واحد، شهري بود كه ويژگي هاي يك كشور را داشت، مانند: 1- ناحيه اي بود كوچك، محدود به شهر و مستقل از مناطق اطراف خود؛ مانند آتن، كورنت و اسپارت 2- مركزي داشت كه معمولا پيرامون آن را با استحكامات سنگي محفوظ مي داشتند؛ مانند <آكروپوليس> 3- از سازمان حكومتي برخوردار بود و شهروندان آزاد در اداره امور در آن مشاركت مي جستند. 
 زندگي در دولت - شهرها براي آزادي و برمبناي فرديت بود؛ از اين رو شايد بتوان دولت - شهرها را از مهمترين پديده هاي سياسي دوره باستان به شمار آورد. 
 بزرگترين دولت - شهر <اسپارت> بود. <اسپارتي ها براي آنكه اختيار كارها را در دست داشته باشند، دولت - شهر خود را مانند اردوگاه نظامي سازمان دادند. سراسر زندگي تابع ارتش بود. كودكان را پس از زاده شدن به گونه اي دادگاه پزشكي مي بردند و آن دادگاه حكم مي كرد نوزاد زنده بماند يا نه. تنها نوزاداني را كه احتمال مي دادند سربازان خوبي از آب درآيند، نگاه مي داشتند كودكان از هفت سالگي در سربازخانه مي زيستند و آموزش سخت نظامي از بيست سالگي آغاز مي شد. اسپارتي ها از سن سي تا شصت در ارتش فعالانه خدمت مي كردند. زنان نيز تربيت هاي سخت بدني داشتند. برخي از صفت هاي اشرافي مانند وفاداري، فرمانبرداري و دلاوري پرورش داده مي شد، اما اسپارتي ها در ميان آتني ها دست كم به كودني و بي فرهنگي شهرت داشتند. اسپارت برخلاف آتن هيچ چيز با اهميتي براي تمدن نيافريد...( >لوكاس، هنري،<تاريخ تمدن> ترجمه عبدالحسين آذرنگ، كيهان، 1366 ، جلد اول، صص 17334) 
 اما يونان نقطه محدود به اسپارت نبود، بازرگاني در تمام اين سرزمين رشد فراواني يافته بود و شهرها به سرعت ترقي كرده و ثروتمند شدند. آتن خود را براي نقش تاريخي كه برايش مقدر شده بود آماده مي ساخت. تضاد طبقاتي ميان جمعيت شهري ثروتمند و روستاييان فقير به آشفتگي و خشونت در آتن انجاميد. از اين رو در سال 624 پ.م <دراكون> نخستين فرد از قانونگذاران سه گانه به تدوين قانوني همت گمارد، سي سال بعد <سولون> اين قانون را به نفع بردگان و تهي دستان اصلاح كرد. سرانجام <كليستنس> در حوالي 500 پ.م دولت آتني را سازماندهي كرد.
 آتن پس از پشت سرگذاشتن دوره هاي حكومت جباري و سپس اريستوكراسي يا سلطنت اشراف مقارن سده هاي ششم و پنجم و چهارم پيش از ميلاد به دموكراسي يوناني دست يافت. <در آن هنگام دموكراسي عبارت بود از حكومت به دست عموم يا Demos كه همانا معني جمهور و همه مردم شهر باشد. يعني حكومت اكثريت منتها بايد براي خواننده عبارت <مردم شهري> را توضيح داد. بندگان و بندگان آزاد شده و بيگانگان و حتي يونانيان زاده شده در آن شهر كه پدرشان از شهري دورتر آمده باشند به حساب نمي آمدند.( >ولز ، جورج هربرت <كليات تاريخ> ترجمه مسعود رجب نيا، سروش، 1365 ، جلد اول ، ص 367) برده داري در مفهوم عميق خود در يونان با قوت تمام وجود داشت، شايد به همين علت است كه مفهوم آزادي آنچنان كه در يونان تقديس مي شده در ايران مقارن آن ايام به علت عدم وجود يك نظام پيشرفته برده داري در كانون توجه قرار نگرفته بود...در قوانين يونان باستان از همان آغاز و سپس در مراحل پيشرفته تر در عصر دراكون و سولون به قوانين ويژه بردگان به صراحت و تفصيل پرداخته شده است.(>خدايان ، همان ، جلد دوم، ص، 839) به محرومان از حقوق شهروندي بايد زنان را هم افزود.<آتن بيشتر محيطي مردانه بود. زنان جاي كمي در زندگي عمومي داشتند و جاي واقعي زنان در خانه بود... پدران بدون آنكه نظر دخترانشان را بپرسند، آنها را شوهر مي دادند... (لوكاس، همان ، ص، 184)
 

  


    رستاخيز
       
 گرچه پيروزي هاي يونانيان در نبرد با داريوش هخامنشي يكي در 492 پ.م و ديگري در رويارويي مشهور <مارتون> به سال 490 پ.م به طرز اعجاب آوري از سوي مورخان يوناني و سپس اخلاف غربي شان مورد مبالغه قرار گرفته با اين حال اين سلسله جنگ ها كه به جنگ هاي <مدي> ماخوذ از مادي معروف است، در تاريخ جنگ هاي جهان به نفع يونانيان به ثبت رسيد. نبرد <سالاميس> كه پيروزي ديگري را براي يونان در برابر خشايار شاه پارسي رقم زد، نقطه آغازين رهبري آتن در امور يونان شد كه به عصر شكوهمند <پريكليس> 4611 تا 429 پ.م) انجاميد. از اين پس <رهبري آتني ها چنان اساسي و درخشان بود كه حتي جنگ هاي بيدادگرانه <پلوپونزي> 4311 تا 404 پ م[ )ميان يونانيان] برتري آتن را در امور عقلي و فكري از ميان نبرد.(>لوكاس، همان، ص، 179) انديشه يوناني كه از زماني پيش، به تعمق و تدبر واداشته شده بود مقارن اين عرصه به اوج شكوفايي و بالندگي رسيد. شعر غنايي، آموزش و پرورش، نمايش هاي تراژديك و كمديك هريك به اوج پختگي خود رسيدند.       
    تاريخ نگاري با <دينون> آغاز شد، اما هردوت چنان تاثيري بر آن گذاشت كه به <پدرتاريخ> ملقب شد. آنچه امروز ما از دنياي قديم مي دانيم مديون مورخان ديگري چون <آگاتانژ>، <توسيديد>، <گزنفون>، دييودورسيسلي >، <سترابون> ،<پولي بيوس>،<پلوتارك>،<ژوستن> و... بود؛ كه مكتب تاريخ نگاري يونان و دنباله آن <روم> به بشريت ارزاني داشت.   
    معماري يوناني نيز با تمام سادگي كه داشت شاهكارهايي را آفريد كه ظرافت و دقت طراحي آن الهام بخش سبك هاي معماري پس از خود شد. همچنين آنان در تنديسگري به چنان پيشرفت عظيمي رسيدند كه مايه شگفتي است. <ميرن> آتني نخستين تنديسگر بزرگ يونان بود. او آفرينشگر تنديس مشهور <ديسكوبولوس> يا صفحه انداز از جنس مفرغ است؛ تنديس جواني كه در حال پرتاب كردن صفحه مي باشد. اما تمامي داشته هاي يونان در مقابل دستاوردهاي فلسفي آنان گويي به هيچ مي ماند. بنياني را كه <افلاطون> و <ارسطو> در تفكر بشريت پي افكندند تا هزارو پانصد سال پس از ايشان اساس نظريات انديشمندان را به خود مشغول داشت. افلاطون نظام آرماني و عظيمي آورده كه از عصر وي تاكنون انسان را شيفته كرده است. آراي ارسطو در باب علت و معلول، اخلاق ، سياست، معرفت شناختي هستي به راستي انسان را دچار حيرت مي كند.يوناني ها نيز مانند ايرانيان به ورزش و قواي جسماني اهميت زيادي مي دادند. مهم ترين بازي ها و مسابقات، مسابقه <المپي> كه هر چهارسال يك بار از سال 776 پ. م در <اليسه> برگزار مي شد.<اين مسابقه در اصل شامل پرش، پرتاب نيزه، دو، پرتاب ديسك، و كشتي بوده و بعدها مسابقه ارابه و مسابقه موسيقي و شعر نيز برآنها افزوده شد. در طول مدت مسابقه ها يونانيان از جنگ دست مي كشيدند...(>دولاندلن، همان، ص105) 
   

    فرجام يونان
     
    مورخان دو دليل عمده داخلي و يك علت خارجي را در از ميان رفتن يونان برشمرده اند. نخستين علت جنگ هاي ويران كننده داخلي بود كه به تضعيف شديد قدرت نظامي و سياسي يونانيان انجاميد. قسمت دوم جنگ هاي پلوپونز ، در سال 413 پ .م با هجوم اسپارت به ناحيه آتيك آغاز شد. ترديدي وجود ندارد كه تحريكات ايرانيان در شعله ور شدن منازعات داخلي يونان تاثيرگذار بوده چنانچه در سال 412 پ.م اسپارت با داريوش دوم هخامنشي عقد اتحاد بست. در سال 404 پ.م پس از نزديك چند دهه جنگ و خونريزي سرانجام آتن شرايط صلح را پذيرفت. آتنيان مجبور شدند حصارهاي خود را ويران و به استقرار قواي اسپارتي در <آكروپل> رضايت دهند. اين به معناي برتري اسپارت و پايان عمر دموكراسي يوناني در آتن بود. پايان نبرد اسپارت و آتن به معناي به آخر رسيدن جنگ در يونان نبود. اين بار جنبش استقلال طلبي عليه اسپارت، از <تب> شهري كه تا آن موقع نقش مهمي به عهده داشت، آغاز شد. اتحاد آتن و اسپارت براي مقابله با اين وضع به نتيجه نرسيد بنابراين يك چند دوره برتري و سيادت تب در يونان به طول انجاميد. اين نبردها كه باعث تضعيف شديد دولت - شهرها شده بود در نهايت به نفع مقدونيه به پايان رسيد. با ظهور <اسكندرمقدوني> سرتاسر يونان به زير سلطه او درآمد. اما هدف اسكندر هرگز به تصرف سرزمين كوچك يونان كه در مقابل شاهنشاهي عظيم در هخامنشي كوچك تر نيز به نظر مي رسيد محدود نمي شد. اسكندر در طي چندين اردوكشي نظامي كه با نبوغ و اقبال بلند او همراه شد سرانجام در سال 330 پ.م وارد ايران شد و خزاين نفيس چندصد ساله پارسيان را در شهرهاي پرسپوليس و پاسارگاد به كف آورد. اين رويداد بزرگ به معناي فروپاشي يك امپراتوري قدرتمند و سرآغاز دوره <يوناني مابي( >هلنستيك) در مشرق زمين، از جمله ايران بود. گرچه در اين زمان فرهنگ يوناني با آميختگي به تمدن هاي شرقي - كه البته رنگ يوناني آن قوي تر بود - سرتاسر جهان آن روز را به ياري سپاه اسكندر و جانشينانش در مي نورديد، از مصر تا شرق ايران، اما وضعيت در يونان چندان مناسب نبود.      
    هنگامي كه يك قدرت خارجي مهيب در مقابل يونانيان قرار گرفت آنان چنان به دنبال منازعات داخلي خود فرتوت و فرسوده شده بودند كه ياراي مقاومت در خود نمي ديدند. علاوه بر اين علت خارجي در سقوط يونان، زوال و انحطاط فرهنگ يوناني آن حس وطن پرستي يوناني را از آنان درربوده بود بنابراين با يورش لژيونرهاي قدرتمند رومي اتحاديه هاي يوناني درهم شكست و استقلال دولت - شهرها به كلي رخت بر بست. از 146 ميلادي بدين سو يونان قسمتي از امپراتوري جهاني روم بود كه البته خود ميراث خوار فرهنگ و تمدن يونان به شمار مي رفت. باري اين تاريخ نقطه پاياني است بر تمدن درخشاني كه به تمدن يونان باستان شهره گشته است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:14 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  | 

آشنایی با عناصر بصری

آشنایی با عناصر بصری

 

برای شناخت بهتر هنرهای تجسمی مثل نقاشی ، مجسمه سازی ، گرافیک ، معماری و غیره . باید عناصر اصلی بصری را که در حقیقت پایه و اصول کلیه هنرهای تجسمی است ، بشناسیم

 

این عناصر عبا رتند از      

 

نقطه ، خط ، سطح ، حجم ، بافت ، حرکت ، رنگ       

 

کلیه عناصر فوق به صورت مشترک و یا فردی در تمام رشته های هنرهای تجسمی ، نقش

 

وچون این عناصر همگی جنبه تصویری داشته و با چشم سر و کار دارند ، وبه عبارت دیگر تنها از طریق چشم قابل درک هستند آنها را (عناصربصری)نامیده اند

 

نقطه

 

در هنرهای تجسمی اثر هر چیزی را روی صفحه نقطه می گویند . مثل اثرنوک قلم یا قطره جوهر روی کاغذ ویا اثرنوک مداد و ... از برخورد دو یا چند خط نیز نقطه بوجود می آید

 

نقطه در طبیعت

 

باید توجه داشت که اندازه نقطه به نسبت محیط و فضای اطراف متغیر است . مراجعه به طبیعت به ما کمک می کند تا مفهوم تناسب را بهتر درک کنیم . مثلا پنجره روشن یک ساختمان در شب از فاصله دور یک نقطه محسوب می شود زیرا محیط اطراف آن بسیار وسیع است و در آن محیط ، پنجره یک عنصر کوچک است و بدین لحاظ ما آنرا در فضا به صورت یک نقطه می بینیم . حال اگر به ساختمان نزدیک شویم و در کنار پنجره قرار بگیریم دیگرآن پنجره  نقطه به حساب نمی آید. بنا بر این یک نقطه ممکن است ، سر یک سوزن ، یک سیب ، ستاره ای در آسمان ، قایقی در دریا ، ساختمانی در مجموعه یک شهر و یا جای پایی روی برف باشد

 

خط

 

یکی دیگر از عناصربصری که در شکل گیری تصویر نقش مهمی دارد ، خط می باشد. خط دارای مفاهیم و تعاریف گوناگونی در ریاضی می باشد که این مفهوم در هنرهای تجسمی متفاوت است. خط عنصری است یک بعدی و مهمترین خصیصه آن ویژگی طول آن است. خط ، یکی از عناصر بنیادی هنرهای تجسمی است. از بهم پیوستن تعداد بیشماری نقطه خط به وجود می آید. ودر تعریف دیگری آمده است که: حد فاصل دو صفحه را خط می نامند و همچنین فصل مشترک تاریکی و روشنایی را خط گویند. از جمله ویژگیهای دیگر خط این است که، خط دارای جهت وحرکت می باشد

 

خط در طبیعت

 

همانگونه که در مبحث نقطه اشاره شد، عنصر خط نیز نسبت به زمان و مکان متغیر است. به عنوان مثال، اگر به یک ردیف درخت از فاصله دور نگاه کنیم، به صورت خطوطی منظم دیده میشوند. در حالی که هر اندازه به این درختها نزدیک شویم، خطوط نیز در واقعیت درخت، حل شده و در نهایت تنه درخت ها را می بینیم که خط نبوده و هر یک دارای حجمی استوانه ای هستند. همینطور است در باره خطوط راه آهن و خیابانها ، که اگر از پنجره هواپیما به آنها نگاه کنیم به شکل خطوطی متنوع ( راست، منحنی و زاویه دار ) دیده می شوند. ولی اگر در کنار ریل راه آهن ویا در همان خیابان به ایستید، خطها مبدل به سطوح شده و نزدیکترین قسمت آن به ما به صورت حجم دیده میشود. بنا بر این خط  نسبت به زمان و مکان میتواند از یک عنصر یک بعدی به سطح و سپس به حجم تبدیل شود. خط دارای اشکال مختلفی است که عبارتند از: خط عمودی، افقی، مایل، منحنی و شکسته.

 

تاثیر روانی انواع خط

 

خط راست، از نظر روانی، احساس آرامش و سکون را تداعی کرده و شکل آدمی را دارد که در حال استراحت است

خط راست عمودی، حالت انسان ایستاده ای را دارد که آماده فعالیت است و احساس ایستایی و انرژی را القاء می کند

خط مورب، خطی است متحرک و غیر ایستا که هر اندازه به محور افقی نزدیکتر شود کیفیت افقی آن نیز بیشتر می شود و با نزدیک شدن خط مورب به محور عمودی، دارای کیفیت خط عمودی می گردد                                                                  

 خط زاویه دار یا شکسته، حامل دو نیروی متحد است که در نقطه برخورد تقویت شده و چگونگی مجموع این دو نیرو ، قدرت کشش و اثر گذاری متغیری دارد. خط شکسته دارای تحرک، فعالیت و جنبش است و در اشکال هندسی به همین علت، مثلث پر تحرک ترین حرکتها است. خط منحنی، خطی است آرام که کاملترین شکل آن دایره و یا منحنی مسدود است. در خط منحنی، نیروهای بیرونی و درونی یکدیگر را در نقطه به نقطه خط خنثی کرده و احساس بصری را القاء می کنند

 

خط در طراحی 

 

خط می تواند برای بیان حالات مختلف، صورت های گوناگونی به خود بگیرد. خط مهمترین عامل در طراحی است. طراح بوسیله این عامل شکلی را بوجود می آورد که بیان کننده طرز دید، احساس و شخصیت اوست و به همین دلیل از روی طرح هنرمندان می توان به اندیشه، احساس و تفکرات ایشان پی برد                                              

 

خط با حالت ( اکسپرسیو) : این نوع خطوط در طراحی بیشتر نشان دهنده حالت های عاطفی و روحی هنر مند است. خطوط با ضربه هایی سریع و مقطع بر روی کاغذ کشیده میشوند، ضخامت خطوط به تندی کم و زیاد شده و ظاهر کلی طرح دارای یک نوع خشونت خاصی است. خطوط با قاطعیت و صراحت به کار گرفته میشود و با حرکات تند دست بر روی کاغذ جاری می شوند و در حقیقت این نوع طراحی بازگو کننده تصور و احساس آنی هنرمند است و آنرا  ( طراحی اکسپرسیو) می نامند                                                                                                    

 

خط ساختمانی ( کنسترا کتیو) : این نوع خطوط همان طور که از نام آن پیداست هنگام ترکیب دارای انضباط و نظمی ساختمانی هستند، یعنی کلیه خطوط با سازمانی محکم و حساب شده در جهات مختلف در کنار هم قرار می گیرند و بافت متشکل و منظمی را بوجود می آورند. این خطوط بر خلاف خطوط با حالت، بیشتر منطقی و تابع نظم و قاعده خاصی هستند که قبلا توسط هنرمند پیش بینی شده است، البته این بدان معنی نیست که در این نوع خطوط هیچگونه احساس و شخصیت هنرمند وجود نداشته باشد. بلکه باید گفت نوع احساس و شخصیت هنرمند در قالب خطوط منظم ارائه شده به خوبی به چشم می خورد                                                                

 

حالات خط در صفحه ( کادر) : همانطور که قبلا اشاره کردیم، خط در سه حالت عمودی، افقی و مایل، نسبت به فضا، وضعیت های متفاوتی را ایجاد می کند، که مهمترین خصوصیت آن تقسیم فضا به دو قسمت مساوی و یا نا مساوی است توجه داشته باشید که فاصله دو خط از یکدیگر و نیز ضخامت و نازکی خطوط نیز مطرح شده و تغییر می کند

 

توازن به وسیله خط

 

ریتم یا وزن ، خصیصه هرپدیده ای است. تناوب روز و شب و چهار فصل سال و بطور کلی نظمی که در خلقت طبیعت، حتی در جزئی ترین قسمت آن وجود دارد، نمایانگر تاثیر وزن است. بنا بر این در می یابیم که حرکت و ریتم یکی از کیفیتهای وزن است

 

تعادل به وسیله خط

 

کیفیت تعادل را در مبحث نقطه بر رسی کردیم و با توجه به مطالب مذکور، ترکیب خطوط زمانی در محدوده ایجاد تعادل می کند که چشم به راحتی در قسمتهای مختلف صفحه گردش کرده و در بخش خاصی از آن متمرکز نشود

 

ایجاد ریتم با خطوط

 

همان گونه که در بحث مربوط به نقطه ملاحظه کردید، با تغییر اندازه و تعداد نقاط می توانیم در صفحه یا کادر حرکت ایجاد کنیم. حرکت یکی از عوامل بسیار مهم در شکل گیری تصویر است. ایجاد ریتم درخطوط به اشکال گوناگونی صورت می پذیرد. تغییر اندازه ها و طول خطوط ، تغییر فاصله ها و نهایتا تغییر ضخامت خطوط می توانند عواملی باشند تا ریتم، بهتر ایجاد شود

 

سایه روشن به وسیله خط 

 

از جمله حالات دیگری که با قرار گرفتن خطوط در کنار یکدیگر ایجاد میشود، تیرگی و روشنی و یا سایه روشن است. به عبارت دیگر پدید آمدن حالت روشنی و تاریکی با بهره گیری از خطوط ، ایجاد سایه روشن می کند. این حالت به چند طریق می تواند بوجود آید : ایجاد تاریکی و روشنی با استفاده از خطوط یک اندازه که تنها از تغییر فواصل آنها بوجود می آید. بدین شکل که هر چقدر خطوط را به یکدیگر نزدیکتر کنیم از نظر بصری تیرگی بوجود خواهد آمد و بالعکس با افزایش فواصل آنها محیط ، روشن دیده خواهد شد

 

 سطح

 

مفهوم سطح : یکی دیگر از عناصر هنرهای تجسمی، سطح است. شکل بسته ای را که دارای دو بعد طول و عرض هستند سطح می نامند، به عبارت دیگر سطح عنصری است دو بعدی. تعریف دیگر این است که، لایه یا پوسته روی هر حجم را که ضخامت ندارد، سطح گویند

 

سطح در طبیعت

 

نکته قابل توجهی که باید به آن اشاره کنیم این است که بین نقطه و خط و سطح رابطهای مستقیم وجود دارد، به عبارت دیگر نقطه و خط و سطحقابل تبدیل به یکدیگر بوده و نسبت به فضای اطراف خود متغیرند. مثلا جزیره ای در دریا از فاصله دور یک نقطه به نظر می آید، ولی اگر به آن نزدیک شویم و روی آن به ایستیم دیگر نقطه نیست و سطح خوانده میشود.به همین ترتیب یک پاره خط می تواند در شرایطی سطح و در شکل دیگری خط بنظر آید. بنا بر این سه مفهوم ( نقطه، خط و سطح) کاملا نسبی است و بستگی به زاویه دید، فاصله و نسبت آن در کادر تصویر دارد، که کدام یک از مفاهیم فوق را بیان نماید. انواع سطح : سطح را می توان از نظر شکل بطور کلی به دو دسته تقسیم کرد : سطوح هندسی و سطوح غیر هندسی سطوح هندسی عبارتند از دایره، مربع، مثلث، مستطیل، لوزی، ذوذنقه، بیضی وسایر اشکال هندسی. سطوح غیر هندسی، به کلیه سطوحی می گویند که شکل منظم نداشته و از نظم و ترتیب خاصی پیروی نمی کند. مانند کلیه اشیاء در طبیعت. چند نمونه از اشکال سطوح : سطوح صاف و مسطح ( مستوی) مثل سطح روی میز، کاغذ، کف خیابان و غیره. سطوح پست و بلند و دارای انحناء ( غیرمستوی) مثل سطح تپه ماهور ها. سطوح پیچیده مثل سطح روی مته ها یا سطح بعضی مجسمه های هنری

 

فرم

 

مفهوم شکل یا فرم

 

شکل یک عنصر ، چه در سطح و چه در حجم ، عبارت است از سرحدات و خطوط پیرامون آن عنصر

 

انواع شکل و فرم

 

دایره، مربع و مثلث اصلی ترین شکلهایی هستند که کلیه اشکال و فرمهای موجود در طبیعت قابل تبدیل به این سه شکل هستند و نیز خود این اشکال هر کدام قابل تبدیل به فرمها و شکلها و حرکتهای گوناگونی هستند که از لحاظ بصری ارزشهای متفاوتی دارند. هر یک از این سه شکل دارای ویژگیهای مخصوص به خود هستند، مثلا به مربع حالت بی حرکتی، صداقت، صراحت و استحکام نسبت داده شده و به مثلث فعالیت، تحرک و جنبش و به دایره بی انتهایی، آرامش، نرمی و محفوظ بودن را نسبت داده اند

 

حالات مختلف یک شکل

 

شکل یک خط ، ممکن است راست و یا منحنی ویا ترکیبی از خطوط مستقیم و منحنی باشد. شکل یک سطح و یاحجم ممکن است از ترکیب یک سری خطوط راست و یا سطوح به وجود آوده باشد. در حقیقت اشکال طبیعت ما را احاطه کرده اند و بر ما اثر می گذارند و ما نیز متقابلا بر شکلهای طبیعت اثر گذاشته و آنها را دگرگون می کنیم. شکلها بهترین وسیله بیان تصورات انسانی هستند و از دور ترین ایام ، یعنی دوران غار نشینی تا امروز وسیله ای بسیار با ارزش برای تفهیم و بیان اندیشه و تفکر انسانها بوده است و بهمین دلیل یکی از با ارزش ترین عناصر بصری است که در عالم هنرهای تجسمی نقش بسیار سازنده و موثری دارد

 

تجزیه و تحلیل تصویر یا  آنالیز

 

هر تصویر متشکل از عناصر تجسمی است، که با تفکیک آنان می تواتیم به ویژگیهای آن از قبیل ترکیب بندی، بیان مفاهیم و روابط عناصر تصویر دست بابیم. در یک تصویر کامل ممکن است در بخشی ، سطح در قسمتی دیگر خط و یا در جایی نقطه به کار رفته باشد. برای درک بهتر این عناصر باید بطور جداگانه هریک از آنان را بر روی کاغذ تفکیک کنیم. این عمل ضمن کمک به شناخت بهتر تصویر، در طراحی یک اثر نیزمورد استفاده قرار می گیرد

 

حجم

 

به اجسامی که دارای سه بعد : طول، عرض، وارتفاع یا عمق باشند حجم گفته می شود. معمولا همه اشیاء مادی در طبیعت دارای حجم هستند. اگر چه برخی از آنها ممکن است علاوه بر طول و عرض دارای ضخامت، عمق یا ارتفاع بسیار کمی باشند اما قاعدتا  حجم هایی هستند که بخشی از فضا را اشغال می کنند. این حجم ها گاهی بطور طبیعی به صورت نسبتا منظمی دیده می شوند، مثل حجم برخی از درختها، میوه ها و تخم پرندگان و جانوران. اما بیشتر اوقات به شکل غیر منظم جلوه می کنند، مثل حجم صخره ها، گیاهان، حیوانات و بسیاری چیزهای دیگر.                                                           حجم های پایه : همانطور که سه شکل دایره، مربع و مثلث به عنوان اشکال پایه برای سطح نام برده شدند، کره، مکعب و هرم را نیز می توان به  عنوان اجسام هندسی پایه نام برد. این سه نوع حجم بطور کاملا منظم به ندرت در طبیعت دیده می شوند. اما بطور کلی همه حجم های از ترکیب یا تغییر شکل این سه حجم پایه و هندسی بوجود می آیند.

 

حجم در نقاشی

 

در نقاشی و طراحی ، حجم بوسیله سایه روشن و رنگ و یا با تغییر شکل و اندازه اشکال در اثر عمق نمایی خطی القا می شود. بخشی از هنر نمایی نقاشان در طول تاریخ هنر برای واقع نمایی اجسام ، شبیه سازی اشکال طبیعت، به صورت سه بعدی، بر سطح دو بعدی بوم نقاشی بوده است .

 

ترکیب عناصر در نقاشی ( کمپوزیسیون)

 

برای سامان بخشیدن به یک طرح یا اثر تجسمی توجه به چگونگی ترکیب کردن عناصر بصری و اجزای آن از مهم ترین مراحل کار یک هنرمند است، چرا که ایجاد یک ترکیب بندی موفق هم در جلب توجه مخاطب و بیننده موثر است و هم در رساندن پیام بصری به مخاطب. در واقع ترکیب عناصر ( کمپوزیسیون) عاملی است که با سامان بخشیدن موثر به چگونگی چیدمان و نظم عناصر بصری در یک فضا و کادر مشخص بر اساس ذهنیت هنرمند و روابط تجسمی، سبب می شود تا مخاطبان اثر بتوانند به طرز موثری با آن ارتباط برقرار کنند. از این نظر ترکیب بندی یک اتفاق یک جانبه از سوی هنرمند نیست، بلکه ارتباطی است دو جانبه که بواسطه وجود عناصر و کیفیت های بصری و شناخت و تجربه کافی هنرمند شکل میگیرد. در یک ترکیب بندی موفق اجزاء از کل اثر قابل تفکیک نیستند، همچنان که صورت یک اثر از محتوای آن قابل تفکیک نیست، زیرا یک اثر وحدت یافته معنایی فراتر و کلی تر از اجزاء خود دارد. همان طور که وقتی دو یا چند رنگ با هم مخلوط شوند رنگ جدیدی به دست می آید که مستقل است و تاثیر و بیان ویژه خود را دارد. بنا بر این، ترکیب علاوه بر گرد آوردن عناصر و ساماندهی آنها طبق قوانین بصری متضمن و مکمل محتوای اثر نیز می باشد.

 

بافت

 

بطور کلی سطح و رویه ی هر شی و هر شکلی دارای ظاهر خاصی است که به آن بافت می گویند. درک کردن بافت هم از طریق حس لامسه  و هم توسط احساس بصری میسر است و البته گاهی این دو بطور مشترک برای درک کامل تر بافت تاثیر گذار هستند. انسان معمولا از طریق لمس کردن اشیاء به خصوصیات آنها از نظر سختی و لطافت، زبری و نرمی، هموار بودن و ناهموار بودنشان پی می برد. بدین ترتیب، حس لامسه شناختی حسی، مستقیم و بی واسطه از اشیاء را به انسان می دهد. سپس بکمک سایر حس ها این شناخت تکمیل میشود. در هنرهای تجسمی درک بافت های مختلف و مقایسه آنها با یکدیگر معمولا با دیدن و بصورت بصری اتفاق می افتد. چند نمونه بافت برای روشن شدن موضوع : گونی- آجر- سمباده- پارچه ابریشم- آهن- دیوار سیمانی- دیوار گچی و غیره 

                                                        

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:7 بعد از ظهر  توسط سید علیرضا امیری  |